انتظارِ فرج

انتظار یعنی دویدن..نه ایستادن

از من مرا بگیر و خودت را به من بده!

خدای من؟

دلم میخواهد، از نردبام خانه ات بالا بیایم ،

تا آسمانها..بنشینم روی کاناپه ،برایمان قهوه بیاورند،

من قلبم بترکد دستانم را روی صورتم بفشارم

گریه کنم ، گلایه کنم ، سرم را روی پاهایت جا بدهی :)

 

هق هق بزنم تو فقط لبخند بزنی :) دستت را روی موهایم بکشی :)

آرام در گوشم بگویی دیوانه ی من:)))

"ول کن جهان را قهوه مان یخ کرد"

+ یه تـیکه از شــعر

اســتاد عــلیـرضــا آذر

نا گفته ها بماند برای بعد..دروغ چرا ؟اصلا من دلم به اندازه ی تمام ثانیه های نبودنت برایت تنگ شده! اصلا چه میشد اگر تو از صفحه ی مانیتور بیرون می آمدی و فقط با من حرف میزدی؟!!انقدر به من لبخند نزن انقدر به چشمانم نگاه نکن عزیزِ دل...اینجا تنها کاری که بعد از رفتنت میشود کرد همین است که یک آهنگ بگذاری و کتاب ها برایت حرف  بنویسی:)

+شاید دیگه ننویسم شاید..

۹ نظر

می گویند تو حال زمین خورده ها را خوب میفهمی

تیر به مشک اش زدند

و اِلّا

حتی اگر یک قطره آب هم مانده بود

با همان دستان بریده

با همان زخم های بر تن

با همان فرق شکسته

هرطور که بود،

خودش را به خیمه ها رسانده بود.

عباس (ع)

اهل زمین خوردن نبود

اما امان از لحظه ای که

امید کسی ناامید شود...

دل نوشت: این روزها مواظب باشیدبا گــنــــاه اشک محرم را در چشمانتان نخشکانید . . .


۷ نظر
About me
وقتی کسی نیست که . .
به او فکر کنی . . .
به آسمان نگاه کن . . .
زیرا در آسمان کسی هست . . .
که به تو فکر کند . .

فَإِنِّی قَرِیبٌ..

:TeLegram
روچــــــــ rochak_255 -ک
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان