انتظارِ فرج

انتظار یعنی دویدن..نه ایستادن

زندگی رفتن و راهی شدن است :)

مهم نیست چقدر شب تاریک است

خورشید دوباره

طلوع خواهد کرد

مهم نیست چقدر اندوهت عمیق است

زمانی که دلت به نورِ خدا

روشن باشد

قلبت دوباره لبخند

خواهد زد ؛)

دعا واسه امام زمان یادتون نره smiley

و مواظب خودتون و خوبی هاتون باشید

یا علیheart

عجب!

منو وبلاگ الان در همچین وضعیتی گیر کردیم ...خخخخخ


چی بگم آخه ..

تو همه این روزا منو تو چقدر از هم دور شدیم غریبه جان :(


دلم میخواد دیگه نیام  بیان  ولی نمیدونم چرا دلم نمیاد برم :/هر چند این وبلاگ خواننده زیادی هم نداره !

از یه طرف دیگه اینترنت عزیز هر وقت دلش بخواد وصل میشه و این آدمو دلسرد میکنه :(


کسی میدونه چجوری میشه غیرفعال کرد وبلاگ رو ؟

۴ نظر

و بالاخره پایان نوجوانی و ورود به جوانی :)

تولد واژه ای ست در پی معنا شدن


مفهومی ست در تب و تاب رسیدن

تولد گاه بهانه ای ست برای دلتنگ خود شدن

شانه ای ست برای جستجوی خویش

تولد گاهی بهانه ای ست برای یک جمع دوستانه

برای چند لحظه با هم خندیدن(هر چند به ظاهر)

برای خرید یک شاخه گل

برای جاری شدن یک قطره اشک

و کشیدن آهی از سر دلتنگی

تولد علامتی است پر معنا

در سر رسید زندگی ما

گاه بهانه ای ست برای نوشتن یک متن

یا سرودن یک شعر

تولد گاه بهانه ای ست

برای فریاد بودن

رهایی از پیله ی تنهایی

و اندکی به دنبال خود گشتن

تولد مفهومی ست

ناپیوسته در زندگی امروز ما

و عشق مفهومی ست پیوسته(اگر دریابیم)

با عشق زندگی کنیم  تا پیوسته متولد شویم :)



سلام آقا سالروز امامتت مبارک :)

نبود تو فقط نبودن تو نیست نبودن خیلی چیزهاست ...

و این چهارمین سال تولدم بعد از توست  فراموشم که نکردی؟؟


++ادامه مطلب اضافه شد
ادامه مطلب ۹ نظر

بیا دیگه ناز نکن اینجا خیلیا منتظرتن ..



1.هم اکنون در یخ زدگی دست و پا به سر میبریم :/ هواشناسی خودشو کُشت از بس هشدار آب گرفتگی داد و ما همچنان پشت پنجره در انتظار باران به سرمیبریم ..و شواهد حاکی از اینه که چشممون داره خشک میشه !!اینجا حتی یه قطره بارونم نیومده تا حالا:( مث اینکه از این سیستم بارشی مث بقیه سیستم ها فقط سرماش به شهر ما میرسه :(

2.شاعر میگه که :گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق   ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم
امان از وقتایی که به خدا سفارش میکنی یه کاری نشه و شرایط جوری کنار هم قرار داده میشه که اونی که نمیخایی بشه://

3.دندونی که به عصب میرسه واقعا بی تربیت تشریف داره !

4.ماه ربیع الاول مبارک باشه و ان شاالله این ماه پر از خیر و برکت براتون باشه :)

5.فردا اول آذر ماه هست  و روزها در پی هم میگذرند

۸ نظر

زمان همه چیز را التیام نمی دهد!

چند روز میشود که زلزله مردم میهنمان  را خانه خراب کرده است ؟ موجِ تصاویرِ درهم ، مردمی که نا امید و درمانده و مستاصل به ویرانه های به جای مانده از سرمایه ی سالها زحمت کشی هایشان نگاه میکنند ، که با درد ، با زخم ، با بیچارگی  به عزیزان ِ بی جانشان در زیر آوارها نگاه میکنند .  که نایِ فریاد ندارند ، که باور ندارند ، که نمیتوانند  این موجِ لرزانِ غمی که روی تنشان ریخته است را هضم کنند تا ابد .
عکاس ها خوب به تصویر میکشند ؛  نوزادی به خوابِ ابدی رفته یی را که زیرِ آوار پیدا شد ه است . نوزادی که با لبخندی شیرین بعد از سه روز از آوار بیرون آمده است . پدرها و مادرهایی که با رود رود گفتن ،  جنازه در دست شیون میکنند . عکاس ها خوب به تصویر میکشند روزهایشان را .
و من توانِ فکر در موردِ غمی که حادث شده است را ندارم . توان ندارم فکر کنم  و غصه ی روزهایشان را بخورم . میدانید ! این روزها همه کمپینِ حمایت از زلزله زدگان زده اند . از اقصی نقاطِ همین کشور هجوم آورده اند برای کمک های مردمی . دولت  سرش داغ است و مدام  قول ِ حمایت میدهد . قولِ سازندگی . اما برایِ من مثل ِ روز روشن است چند صباحی دیگر ، جوِ عظیمی که این مردم را گرفته است فروکش میکند . همه به روزمره هایشان مشغول میشوند و مردمِ زلزله زده می مانند با داغِ عزیزانشان که روز به روز آوارِ دردهایشان بیشتر و بیشتر میشود . درد کهنه نمیشود ، درد میماند و میماند و میماند . 
من برای زلزله ، برای این روزهایشان ، برای مردمی که مخلصانه کمک میکنند هیچ حسی ندارم ، من فکر میکنم به روزهایِ بعد از این که فراموش میشوند برای همیشه .
روزی شاید زلزله قسمت و تقدیرِ شهرِ من باشد . شاید روزی  مردم ِ شهرِ من چشم به راهِ کمک های مردمی باشند . نیازمند محبت ِ مردمی  که اسمشان هموطن است .
اما کنارِ همه ی اینها کاش شانه یی پیدا شود ، بی حرف بنشیند کنارِ مادرو پدر و فرزندی که باور نمیکنند در یک لحظه ، در کمتر از یک دقیقه  هست و نیستشان را از دست داده اند .
زلزله خبر نمیکند . مثل ِ بیماری لاعلاجی که خبر نکرد ، مثل ِ مرگی که خبر نداد


پ.ن :یه زمانی فکر  میکردم بیماری بدترین نوع مرگه خیلی بعد تر فهمیدم تصادف بدترین نوع مرگه و الان فهمیدم زلزله از همه اینها بدتره که تمام خاطراتت یه دفه آوار بشه روی سرت ....

خدایا خودت درستش کن ..

۴ نظر

سهمِ من دیدن حرمِ تو از قاب تلویزیون است ..شاید این هم سعادت میخواهد

هوا،هوای پریدن است

سر به زمین می اندازم

بال وقتی بشکند از کوچ هم باید گذشت


اربعین که میشود 

روضه 

روضه ی سه ساله ایست که به کربلا نرسید و

خواهری که داغ چهل روز اسیری اش را

حالا برای برادرش 

روایت میکند....

و چه سنگین است غمِ بانو..واقعا راست گفتند که امان از دلِ زینب..

+چه شوری برپاست کربلا ..کربلا ای کاش من مسافرت بودم :(

بی ربط نوشت:این پیام تبلیغاتی ها هم حکایتی دارن واسه خودشون و دقیقا حکایتش اینجاست که با هزار امید میری ببینی کی پیام داده و میبینی که....بعله ://که اوج ضد حال خوردن همینجاست ..خدا پدر اختراع کننده فضای مجازی رو بیامرزه که اگه کسی داخلش نباشه سال تا ماه هیچکس سراغشو نمیگیره ...اس ام اس یادت بخیر :/

۸ نظر

:/

حسین جان

تسبیحی بافته ام

نه از جنس خاک و سنگ

بلور اشک هایم را...

به نخ کشیده ام

این روزها به جای ذکرودعا باید گریست..

+دق مرگ کرد منو این اینترنت

ولی مهمش اینه که هنوز زنده ام :/

چجوری میشه که این آدما همشون به فکر خودشونن؟؟واقعا برام سواله!!!

+الهی نگاهی

۴ نظر

تو مُسکن دردهایم هستی :)

توکل چه کلمه زیبایست … "تو" و "کل"
وقتی تو "کل" را داری…
به چه می اندیشی؟؟
ناراحت چه هستی؟؟
وقتی با "کل" هستی
با کل دنیا …
با کل جهان هستی …
دلت قرص باشد !!!
توکل یعنی:
اجازه دادن به خداوند که خودش تصمیم بگیرد ؛
زیرا تنها خداوندست که بهترینها را برای بندگانش رقم میزند ؛
فقط بخواهیم و آرزو کنیم ،
اما پیشاپیش شاد باشیم و ایمان داشته باشیم که رویاهایمان همچون بارانی در حال فرو ریختن اند
پیشاپیش شاد باشیم و شکرگزار !
چرا که خداوند نه به قدر رویاهایمان
بلکه به اندازه ایمان و اطمینان ما انسانهاست که می بخشد.


+درست بعد از چند روز تصمیم گرفتن  به عزم وتلاشی دوباره و همکاری اینترنت جان عزیز که ایشون هم قاطی کرده بودن برگشتم با یه انرژی دوباره :)

++درست از همون لحظه که رفتی به خودم قول دادم جلوی پیشرفت این بیماری رو بگیرم که کسِ دیگه حالِ این روزهای منو نداشته باشه اما انگار یادم رفته بود اما حالا تلاش میکنم و

 مینویسم که یه روزی به خودم این قول رو دادم و شین قولی که بده تا تهش سر قولش میمونه

الان بیشتر از هر وقتِ دیگه ای حضورتو کنارم حس میکنم :)

--->پیش به سوی تغییر و موفقیت<----

۸ نظر

از من مرا بگیر و خودت را به من بده!

خدای من؟

دلم میخواهد، از نردبام خانه ات بالا بیایم ،

تا آسمانها..بنشینم روی کاناپه ،برایمان قهوه بیاورند،

من قلبم بترکد دستانم را روی صورتم بفشارم

گریه کنم ، گلایه کنم ، سرم را روی پاهایت جا بدهی :)

 

هق هق بزنم تو فقط لبخند بزنی :) دستت را روی موهایم بکشی :)

آرام در گوشم بگویی دیوانه ی من:)))

"ول کن جهان را قهوه مان یخ کرد"

+ یه تـیکه از شــعر

اســتاد عــلیـرضــا آذر

نا گفته ها بماند برای بعد..دروغ چرا ؟اصلا من دلم به اندازه ی تمام ثانیه های نبودنت برایت تنگ شده! اصلا چه میشد اگر تو از صفحه ی مانیتور بیرون می آمدی و فقط با من حرف میزدی؟!!انقدر به من لبخند نزن انقدر به چشمانم نگاه نکن عزیزِ دل...اینجا تنها کاری که بعد از رفتنت میشود کرد همین است که یک آهنگ بگذاری و کتاب ها برایت حرف  بنویسی:)

+شاید دیگه ننویسم شاید..

۹ نظر
About me
وقتی کسی نیست که . .
به او فکر کنی . . .
به آسمان نگاه کن . . .
زیرا در آسمان کسی هست . . .
که به تو فکر کند . .

فَإِنِّی قَرِیبٌ..

:TeLegram
روچــــــــ rochak_255 -ک
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان